🦋
گروه سنی · ۴ تا ۷ سال
دوست پروانهای
شاپرک در باغی پر از گل پرواز میکرد. یک روز کرم کوچکی را دید که گریه میکرد. شاپرک کنارش نشست و گفت: «نگران نباش، یک روز تو هم بال درمیآوری و با هم پرواز میکنیم.»
داستانها و درسهای کوتاه برای رشد با هم

شاپرک درِ باغ آرزوها را باز کرد و قدم به یک ماجرای جادویی گذاشت.
شاپرک در باغی پر از گل پرواز میکرد. یک روز کرم کوچکی را دید که گریه میکرد. شاپرک کنارش نشست و گفت: «نگران نباش، یک روز تو هم بال درمیآوری و با هم پرواز میکنیم.»
شاپرک سه کلمهی جادویی بلد بود: «لطفاً»، «ممنونم» و «ببخشید». هر بار که این کلمات را میگفت، دل کسی شاد میشد.
هر احساس را با یک رنگ تصور کنید: شاد=زرد، آرام=آبی، غم=خاکستری. با کودکتان دربارهی رنگ احساس امروز صحبت کنید.
وقتی کودکتان حرف میزند، زانو بزنید، به چشمانش نگاه کنید و فقط گوش بدهید. این کار ساده، ریشهی اعتمادبهنفس اوست.